۱۳۸۷ مرداد ۱۳, یکشنبه

تمهیدات برای جلوگیری از ورود بهائیان به دانشگاه



اعلام نتایج نخستین مرحله کنکور سراسری امسال، در روز یک‌شنبه، با اخبار جالبی توام بود؛ نظیر این که دختران ایرانی بار دیگر ۶۳درصد آمار قبول‌شدگان را به خود اختصاص دادند.

علاوه بر آن، برای اولین بار، ۷ نفر از ۱۰ نفر برگزیدگان اول کنکور را دختران تشکیل می‌دهند.

اما‌ اخبار غیر‌رسمی نیز انتشار یافته است که با وجود آن‌که تازگی ندارد، نگرانی فعالین حقوق بشر را در ایران و جهان برمی‌انگیزد؛ و آن ‌این‌که متقاضیان بهایی کنکور، با وجود کسب نمرات قبولی، وقتی به سایت «سازمان سنجش کشور» مراجعه می‌کنند، به جای دریافت کارنامه خود، با عبارت «نقص پرونده» مواجه می‌شوند. در حالی که در این مرحله، آشکار شدن نقص پرونده ممکن نیست.

با توجه به تجربیات سال‌های گذشته، فعالین حقوق بشر این امر را علامت آشکاری برای جلوگیری از ورود جوانان بهایی به دانشگاه دانسته‌اند.

۱۳۸۷ مرداد ۸, سه‌شنبه

خانه و وسائل نقليۀ بهائيان ايران هدف آتشسوزى هاى عمدى قرار گرفته اند

٢٨ ژوئيه ٢٠٠٨ برابر با ٧ مرداد ١٣٨٧آتش زدن عمدى خانه ها و وسائل نقليۀ بهائيان در ايران تازه ترين روش اعمال خشونت بر عليه آنهاست.بانى دوگال نمايندۀ ارشد جامعۀ جهانى بهائى در سازمان ملل، گفت: "در ساعات اوليه بامداد هيجدهم ژوئيه خانۀ مسكونى خانوادۀ شاكر در كرمان طعمه حريق شد. اين حادثه تنها چند هفته پس از آن رخ داد كه اتومبيل اين خانواده بعد از دریافت تلفنهای مکرر تهدیدآمیز، به آتش كشيده شد."وی افزود: "همانطور كه بنا به تجربه هاى قبلى انتظار مى رفت، مسئولانى كه به پروندۀ اين آتش سوزى رسيدگى مىكردند نشانۀهاى بديهى عملياتى مشكوك در اين آتش سوزى از جمله صداى انفجار را نديده گرفتند و حادثه را ناشى از اختلال و اتصال برق اعلام كردند."به گفته خانم دوگال در پانزده ماه گذشته بهائيان ايران هدف حداقل دوازده مورد آتشسوزى عمدى بوده اند. ایشان وقایع زیر را به عنوان مثال بیان کردند: § روز پانزدهم ژوئيه در ويلاشهر چند فقره كوكتل مولوتف به حيات خانۀ خسرو دهقانى و همسرش دكتر هما آگاهى پرتاب شد. اين حوادث فقط چند ماه پس از آن رخ داد كه دكتر آگاهى به خاطر تهديدهاى افراد ناشناس در ارتباط با بهائى بودن او مجبور شد مطب خودش را در نجف آباد، كه ٢٨ سال بود در آنجا به طبابت اشتغال داشت، تعطيل كند.§ در روز بیست و پنجم ژوئیه، اتومبیل یک بهائی سرشناس در رفسنجان، واقع در استان کرمان، توسط دو موتور سوار به آتش کشیده شد. چندی پیش صاحب اتوموبیل، سهیل نعیمی، و ۱۰ خانوادۀ دیگر از بهائیان رفسنجان نامۀ تهدیدآمیزی از طرف گروهی که خود را نهضت ضد بهائیت جوانان رفسنجان مینامد دریافت کردند. از جمله تهدیدهای این نامه اعلام جهاد بر ضد بهائیان بوده است.§ در روز دهم ژوئن، آلاچیق بیرونی در حیاط منزل آقا و خانم موسوى، زوج بهائى مسنى كه در دهکدۀ تنگريز واقع در استان فارس زندگى مىكنند، با آتشى كه بر اثر ريختن بنزین افروخته شده بود، ساعت ١:١۵ بعد از نیم شب به كلى از ميان رفت. خانم و آقاى موسوى و دو پسرشان كه در نزديكى اين بنا خوابيده بودند، تصادفاً در موقع انفجار بشكه بنزینی كه براى شروع اين آتشسوزی استفاده شده بود، از خطر جراحت در امان ماندند.خانواده موسوى معتقدند عامل اين آتش سوزى گمان مىكرده كه همۀ آنها در آلاچیقی كه به آتش كشيده شد خوابيده اند. آقاى موسوى بر عليه كسى كه به گمان او عامل اين آتش سوزى بوده رسماً شكايت نمود اما مقامات مربوطه به اين عنوان كه اين شخص به قرآن سوگند خورده كه در اين كار دست نداشته از پيگيرى اين پرونده خوددارى كردند. خانواده موسوى به حرمت قرآن مجید از شكايت خودشان صرف نظر كردند.§ در چهارم آوريل خانه يك بهائى در بابلسر در شمال ايران به آتش كشيده شد.§ در ماه فوريه در شيراز يك تاجر ۵٣ ساله در خيابان مورد حملۀ افراد ناشناسى قرار گرفت كه او را به درختى زنجير كردند، بر رويش بنزين ريختند و كوشيدند با پرتاب كبريتهاى روشن او را آتش بزنند.§ در همان ماه فوريه در شيراز تلاشهاى ديگرى نيز براى آتش زدن يك خانه و وسائل نقليۀ بهائيان صورت گرفت.§ در روز اول مه ٢٠٠٧ خانۀ عبدالباقى روحانى در روستاى ایول در مازندران بر اثر آتش سوزى عمدى از بين رفت.§ در كرج، بخش اختصاص داده شده به بهائيان در يك گورستان به آتش كشيده شد.خانم دوگال در اشاره به دستگيرى هفت عضو هيأت مسئول امور اوليۀ جامعۀ بهائيان ايران در ماههاى مارس و مه سال جارى گفت: "حملات اخير ادامۀ تلاش مقامات مملكتى براى محروم كردن جامعۀ بهائيان ايران از رهبرى آن است." اين هفت نفر همچنان بدون اتهام مشخص و محروم از تماس با وكيل و خانوادههايشان در زندان اوين گرفتار هستند.خانم دوگال افزود: "بهائيان در سراسر جهان ناظر تشديد خشونتها در ايران هستند و ترس آنها از اين كه برنامهاى منظم در جهت آزار بهائيان در اين كشور به جريان افتاده روز به روز تقويت مى شود.""تنها اميد آنها اين است كه آنقدر صداى اعتراض در اطراف جهان بلند شود كه حكومت ايران را وادار سازد به اين خشونتها خاتمه دهد."
برگرفته از خبرنامه صدای آمریکا

حقوق بشر بسبک جمهوری اسلامی!!

نام و نشان و رتبه افرادی که در سرکوب و آزار و کتک زدن بانوان در روز 22 خرداد ماه در ميدان هفت تير دست داشته اند؛ اينها با اسلحه های کمری و باتون مخفی در زير چادر هائی که فحشا و عفت از دست رفته و شرف بباد رفته اين پليد خويان دژ صفت را پنهان می کند در بين مردم گوش ايستادند و در سر بزنگاه بانوان و دوشيزگان ايران را زير کتک و تجاوز های بی رحمانه خود قرار دادند.

به ترتیب ایفای نقش ! :

سرگرد شهلا آشتیانی، افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی، فرمانده زن میدان
شماره پرسنلی : 70763210
ساکن محله سلسبیل تهران

----------------------------------------------------------------
استوار یکم پروین حسینی شماره پرسنلی : 80124654
عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ
ساکن محله اتابک تهران
---------------------------------------------------------------------------

شیرین جلالی افشار
شماره پرسنلی : 75875403
کارمند غیر نظامی دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ
ساکن شهرک پاس تهران
-----------------------------------------------------------------------------

ستوان دوم نیره گل محمدی
شماره پرسنلی : 83641485
افسر عملیات گردان فاطمه الزهرا یگان ویژه نیروی انتظامی ناحیه تهران بزرگ
ساکن خیابان آذربایجان تهران
---------------------------------------------------------------------------

استواریکم سحر دریانی
شماره پرسنلی : 81459743
عضو دایره عملیات معاونت اطلاعات ناحیه انتظامی تهران بزرگ
ساکن محله رسالت تهران
---------------------------------------------------------------------------------------
سروان فریده مالکی
شماره پرسنلی : 78431985
افسر معاونت اطلاعات نیروی انتظامی
ساکن شهرک راه آهن تهران
-------------------------------------------------------------

سرقت شده از سایت http://holycrime.com


نام و نشان و رتبه افرادی که در سرکوب و آزار و کتک زدن بانوان در روز 22 خرداد ماه در ميدان هفت تير دست داشته اند؛ اينها با اسلحه های کمری و باتون مخفی در زير چادر هائی که فحشا و عفت از دست رفته و شرف بباد رفته اين پليد خويان دژ صفت را پنهان می کند در بين مردم گوش ايستادند و در سر بزنگاه بانوان و دوشيزگان ايران را زير کتک و تجاوز های بی رحمانه خود قرار دادند.
به ترتیب ایفای نقش ! :

روشهای شکنجه در زندانهای ایران:


چهار نفر در 2 متر مربع:

یکی از روشهای شکنجه اینست که چهار نفر را در یک سلول انفرادی به درازی 2 متر و عرض یک متر مربع برای مدت چندین شبانه روز زندانی میکنند. او تعریف میکند که خوابیدن در چنین سلولی تقریبا غیر ممکن است و زندانیان مجبورند مثلا به این صورت بخوابند که دوتای آنها بیدار باشند و در حال ایستادن تا جای کافی برای خوابیدن دو زندانی دیگر باشد و بعد جای خود را عوض کنند. او تعریف میکند که یا نور لامپ در تمام شبانه روز روشن است و یا در تمام شبانه روز خاموش...

آویزان کردن از پاها:

در اوین یک ساختمان وجود دارد که پله میخورد و سه طبقه به زیر زمین میرود: در یک اتاق حدودا 6 متری که دیوار و کف آن از مرمر بود زندانیان را از یک حلقه دایره مانند از پاها آویزان میکردند و با باتوم و لگد میزدند... هنگام کتک خوردن زندانی شروع به تاب خوردن میکند و در اثر تاب خوردن آدم این احساس را پیدا میکرد که زانوها در حال شکسته شدن هستند... . او گزارش میدهد که بدترین چیز این نوع شکنجه, باتوم و یا لگدها نیست بلکه فشار بسیار زیادی است که طناب به پاها وارد میکند و البته به علت کله پا بودن پس از مدت کوتاهی این احساس به آدم دست میدهد که کله آدم در حال ترکیدن است. وی میگوید که زندانیانی که به این طریق شکنجه میشوند گاه تا چندین هفته قادر به راه رفتن نیستند به یاد بازدیدم از از اردوگاه داخائو در جنوب آلمان با اتاق های شکنجه و کوره های آدم سوزیش میافتم که الان تبدیل به موزه شده... همانند این حلقه را در این اردوگاه هم میتوان دید. هیتلر هم با همین روش شکنجه میکرد... در حیاط این موزه به چند زبان نوشته شده: دیگر هرگز تکرار نخواهد شد. به امید روزی که ما هم در ایران خودمان در "موزه اوین" همچنین تابلویی نصب کنیم...

شکنجه با برق:

او از وصل کردن برق به زندانیان گزارش میدهد. در جواب من در مورد میزان ولتاژ آن جواب میدهد که از باقی زندانیان شنیده است که برق 110 ولت است. الکترود های برق به شکم زندانی وصل میشود و گاه برای مدت 1 الی 2 دقیقه جریان برق برقرار میشود. تعداد زیادی از زندانیان در طی این شکنجه بیهوش میشوند. او گزارش میکند که فرد شکنجه شونده احساس سرگیجه و ضعف شدید میکند و چشمهای وی سیاهی میروند. به دخترهای زندانی این الکترودها به نوک سینه ها هم وصل میشود... او تعریف میکند که اول برق وصل میکنند و پس از آنکه زندانی بیهوش شد او را سیلی میزنند تا او دوباره سرحال بیاید و بعد بر روی او یک سطل آب میریزند... بعد از مدتی که او دوباره خشک شد و سرحال آمد دوباره ادامه میدهند...

شکنجه با قطره آب:

نوع دیگر شکنجه آنست که زندانی را لخت مادرزاد میکنند و وی را بر روی سنگ مرمر مخوابانند ودست و پای وی را میبندند و بعد برای ساعتها قطره قطره آب بر روی پیشانی زندانی میریزند.این در حالی است که اتاق شکنجه در تاریکی محض فرو رفته است. او تعریف میکند که به نظر او این یکی از بدترین نوع شکنجه هاست...

آویزان کردن وزنه از بیضه های زندانی:

او گزارش میدهد که زندانی را روی یک صندلی مخصوص مینشانند و یک آفتابه خالی را به بیضه های زندانی میبندند طوری که آفتابه به صورت معلق و با فاصله 10 الی 15 سانتیمتر تا زمین باشد. بعد در داخل این آفتابه قطره قطره آب میریزند و در حالی که آفتابه هر لحظه سنگینتر میشود و فشار بر بیضه ها بیشتر, از وی اعتراف میگیرند. او میگوید که در این حالت انسان به قتل دهها نفر و زنا با خواهر و مادر خودش هم اعتراف میکند و به عبارتی هر چیزی را که شکنجه دهنده بدان مایل است, زندانی به آن اعتراف میکند. یعنی اگر کسی اعتراف نکند این کار را تا زمانی ادامه میدهند که آفتابه به زمین بچسبد.

لطفا توجه داشته باشید که حتی بازگو کردن این مسائل باعث شده بود که عرق شرم بر روی پیشانی این دوست بنده بنشیند... من هم به نوبه خودم از خوانندگان گرامی معذرت میخواهم.

بازهم شکنجه با آب:

زندانی را به صورت لخت مادرزاد در یک سلول مخصوص که کاملا تاریک است و زمین و دیوار آن با سنگ مرمر پوشیده شده قرار میدهند و هر چند دقیقه یکبار یک سطل آب سرد به روی او میریزند...

جنگ روانی:

یکی دیگر از روشهای شکنجه اینست که نام زندانی ها را میخوانند و آنها را جدا کرده و 3 -4 ساعت در محوطه زندان زیر آفتاب نگهداری میکنند و به آنها میگویند که میخواهند آزادشان کنند و اینکه باید وسایلشان را جمع کنند. بعد آنها را تا دم در زندان میبرند و سپس مجددا بر میگردانند...

تجاوز به دختران:

بند 9 متعلق به زنان است و صدای آنان را از بند 1 و 8 که بند زندانیان سیاسی (مردان) است میتوان شنید. او گزارش میکند که در این بند به دخترها تجاوز میشد و صدای آنها را میتوان شنید. مردان زندانبان دختران را در این بند به بهانه گرفتن اعتراف لخت میکردند و کتک میزدند و ...

بی خوابی دادن به زندانی:

یک دست زندانی را با دستبند به یک حلقه میبندند به صورتی مجبور باشد تمام مدت بایستد و او را گاه برای چندین روز به این حالت نگه میدارند. زندانی به هیچ وجه قادر به خوابیدن نیست و به محض خوابیدن کلیه وزن او بر روی مچ دستش میافتد. گاه اتفاق میافتد که زندانی در اثر خستگی مفرط به خواب میرود در حالی که از مچ دستش خون جاریست...

نمونه دیگری از گرفتن اعتراف قلابی و پرونده سازی:

دختری را با را با یک پسر غریبه در یک اتاق تاریک انداخته اند و پس از آن از هر دوتای آنها را مجبور کرده بودند که اعتراف کنند با هم رابطه جنسی داشته اند... پس از شنیدن این روش کثیف ناخودآگاه به یاد سیامک پورزند میافتم و که زن میانسالی که دوست خواهرش بوده و این زن را مجبور کرده بودند که اعتراف کند که با سیامک پورزند رابطه جنسی داشته است و پس از گرفتن اعتراف برای آنکه صدایش بعدا در نیاید, زن بیچاره را در یک دادگاه نمایشی به سنگسار محکوم کرده بودند و حتی او را کفن پوشانیده اند و در حیاط زندان صحنه سنگسار را هم آماده کرده بودند. تا بالاخره یک حاج آقا (به ظاهر) پا در میانی میکند تا او را سنگسار نکنند به شرطی که به هیچ کس این جریانات را تعریف نکند....

در پایان این گزارش یادآوری میکنم که احتمالا خیلی از کسانی که در زندانهای جمهوری به اصطلاح اسلامی بوده اند احتمالا خواهند گفت که آنها شکنجه های بسیار خشن تر و بدتری را متحمل شده اند. من در اینجا سعی نموده ام که امانت در گفتار را رعایت کنم و گزارش این فرد زندانی را همانطور که او تعریف کرده بنگارم. از همه کسانی که در زندان به روشهای وحشیانه و غیر انسانی شکنجه شده اند ملتمسانه تقاضا میکنم که خاطرات خود را به نگارش در آورند و در اختیار عموم بگذارند تا چهره کریه حکومت اسلامی بیش از پیش بر همگان آشکار شود... از کسانی که به آنها تجاوز جنسی شده تقاضا میکنم که حتی به صورت گمنام هم که شده این کثافتکاریها را منتشر کنند تا حداقل بقیه مردم ایران و به خصوص مذهبی ها بدانند که در زندانهای جمهوری اسلامی چه میگذرد.

ntesabat.blogspot.com با سپاس از تار نمای

سائنا – آلمان – 1 ماه می 2004

البته من این مطلب رو از سایت http://holycrime.com دزیدم.

فهرست وبلاگ من